سیاه مثل شب تار دنیای بی تو بودن شوق رهایی از شب منو تا تو کشوندن
هزاران شب خدا رو قسم به کعبه دادم منی که بی نور عشق برگی تو دست بادم
دلم جز این تمنا هیچی ازت نمیخواد ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد
بی تو تموم دنیا کویر خار و خس بود خیال با تو بودن برای من نفس بود
بیا و عاشقم باش ای بهترین آرزو هر عشقی جز عشق تو برای من هوس بود
دلم جز این تمنا هیچی ازت نمیخواد ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد.........


+ نوشته شده در شنبه
1390/01/20ساعت 14:13  توسط عسل
|
سلام ......فردا تولدمه من ۲۲سالم میشه.
خیلی خوشحالم ..
از خدا می خوام اون چیزیو که تو دلم هست ِ
همون بشه که میخوام



+ نوشته شده در یکشنبه
1389/12/22ساعت 19:38  توسط عسل
|
خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر:که داده ات نعمت است؛
نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان
.........................................................................
چهار نفر بودند که اسمشان اینها بود,همه کس,یک کس,هر کسی,هیچ کس کار
مهمی در پیش داشتند و همه مطمن بودند که یک کس این کار را به انجام میرساند.
هرکسی میتوانست این کار را بکند.اما هیچ کس این کار را نکرد.یک کس عصبانی
شد.چرا که این کار.کار همه کس بود.
اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد.
سرانجام داستان این طوری تمام شد:که هر کسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا
هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد.........
.......................................................................
برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه
از ته
قلب
خود
بگو:یادت بخیر
..........................................................................................................

+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/10/02ساعت 11:21  توسط عسل
|
**.3ALAM DO0O3TAYE G0LAM MAN BARGASHT**
*****************
*********
*****
****
****
.....چند خط فقط براي سلام ... همين ها هم براي سلامتي ما كافيست! همين يك پاسخ ساده...
....كه كسي شايد ميخواند و يادي از خود مينگارد و ميرود !....
*******************
*********
******
****
***
..مي دوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم چي گفت ؟..
.. جايي که مي ري مردمي داره که مي شکننت ..،
.. نکنه غصه بخوري تو تنها نيستي ..،
.. تو کوله بارت عشق مي ذارم که بگذري، ..
..قلب مي ذارم که جا بدي ،..
..اشک مي دم که همراهيت کنه ، ..
و مرگ که بدوني بر مي گردي..
پیش خودم..
****************
*********
****
**
**
..مخوان بیهوده برمن قصه عشق !..
..که ما این نامه را خواندیم و بستیم..
...برو !...
..زین راه برگشتن محال است..
..که ما در پشت سر پل را شکستیم..
********
*****
***
**

+ نوشته شده در سه شنبه
1389/03/04ساعت 14:4  توسط عسل
|
(((با سلام خدمت تمامیه عزیزان مهربان, این آخرین آپه منه
راستشو بخواین دیگه حوصلشوندارم............. ولی این
دلیل نمیشه بهتون سر نزنم پیشتون میام وبراتون
کامنت میزارم. ممنون که تو این مدت تحملم کردید
قربون همتون عســــــــــــــــل))))))))))))))
(((شاید یه روزی برگشتم)))

این عکس هم برای خداحافظی...........
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/06/10ساعت 17:9  توسط عسل
|
واین رویایی بیش نیست.....
وچه شیرین است.....
تحقق یافتنش.....
مانند یک سراب است.....
که انسان راهر لحظه به سوی خویش می کشد....
ودر نهایت.....
هیچ.....
واین رویا چه شیرین است.....
رویای با تو بودن.....
ودر نگاهت جاری شدن.....
وهمچون قطره اشکی بر گونه ات جاری شدن.....
واین رویا چه شیرین است.....
رویای لبخندت.....
وسرابی بیش نیست.....
حیف.....حیف.....
رویا تنها, در حد رویا بودن شیرین است.....!!

+ نوشته شده در جمعه
1387/04/28ساعت 10:45  توسط عسل
|
(((سلام عزیزان از تاخیر چند هفته ایم باید ببخشید)))
شاید آن روز که سهراب نوشت*
تا شقایق هست * زندگی باید کرد*
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت*
باید این جور نوشت *
هرگلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک ئو یاس*
زندگی اجبار است *
دوستت دارم چه بخواهی چه نخواهی*
.jpg)
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/03/20ساعت 18:0  توسط عسل
|
گریه نکن ابر بهار دل من از تو پر تره
حوصله کن،تموم میشه این لحظه های آخره
آخه چه فایده گریه مون وقتی صدایی نداره
گوله های اشکای ما روگونه جایی نداره
آخه چه فایده وقتی که کسی ما را دوست نداره
حتی گل هم برای مــــــا نـــازوادا در میاره
بغض منم بارونیه اما شهامت نداره
بترکه وقتی میبینه نازش خریدار نداره
یکی دو روزی صبر کنی عمر ماهم تموم میشه
همین دوروزدنیای ما اشکمونو را در میاره

با تشکر از کامبیز عزیز


+ نوشته شده در سه شنبه
1387/02/17ساعت 22:42  توسط عسل
|
آنانکه زندگی را بستری از گلهای سرخ
می دانند.......................
همیشه از خارهای او شکایت می کنند
غافل ...........................
از اینکه هر خار پله ای است برای در
آغوش .........................
کشیدن گل سرخ.............

+ نوشته شده در دوشنبه
1387/01/26ساعت 21:24  توسط عسل
|
بي آنکه بدانم در پس خاطرات کهنه و پوچ تو گم شدم
بي آنکه بدانم , با رفتن تو , خالي شدم از هر چه لبخند و پر شدم از هر چه اندوه
شايد نمي داني
بي آنکه بخواهم , پشت پنجره اي خالي از عبور تو , بي صدا و بي رمق شدم
مي خواهم بداني که
بي آنکه بخواهم
روزهاست با زندانبان سکوت و انتظار همنشين شدم
روزهاست , با باران و بغض و اشک , همصحبت و هم صدا شدم
مي دانم که تو مرا نمي فهمي
.....مي دانم , خوب مي دانم

+ نوشته شده در جمعه
1387/01/16ساعت 11:55  توسط عسل
|
در عشق اگر عذاب دنیا بکشی با اشک به دیده طرح دریا بکشی
تا خلوت من هزار غربت باقیست

تنها
نشدی
که درد دنیا بکشی
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/12/22ساعت 8:45  توسط عسل
|
عاشق که می شوی مدام و هر لحظه دوباره به دنیا می آیی ،
انگار که پیوسته در زایش و رویش باشی
قلبت تند تر میزند،
دستانت بیشتر خلق می کند ،
نگاهت گویی که بیشتر خدا را می بیند
................چنانکه خدا شده باشی ،
گرمی اشکهایت را بیشتر روی گونه ات احساس می کنی .
.
.
.
عاشق که می شوی تازه همه چیز شروع می شود....................به قول خیلی ها:
راستی نکند که عاشق شده باشی؟..
ها ؟؟......

+ نوشته شده در جمعه
1386/11/12ساعت 19:1  توسط عسل
|
هميشه به ياد داشته باش!.
که در ارتفاع خاصي از زمين ديگر ابري وجود ندارد،
اگر آسمان زندگيت ابريست!.
شايد به اين علت است که...
روح شما به اندازه کافي اوج نگرفته است...
امیدوارم به اوج برسید.....
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/10/27ساعت 18:13  توسط عسل
|
تا به تو تکیه کردم
پشتمو خالی کردی
تو رسم دل شکستنو
بد جوری حالی کردی
بیا ببین چه خستم
غمین و دل شکستم
کوه غرور بودم
حالا به خاک نشستم

+ نوشته شده در دوشنبه
1386/10/17ساعت 18:56  توسط عسل
|
سالهاست خا کستر نشین دل این برهوت پر کینه ام دلم همچون کویر گر گرفته ای آسمان بغض
دیرینه ات را بشکن و کویر دل را از چشمه عشق سیراب کن!









+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/10/13ساعت 11:14  توسط عسل
|
((((باور کن))))
((((((( ای ستاره درخشان شبهای تاریک تنهاهیم وقتی نیستی گویا هوا بارانیست))))))
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/10/13ساعت 10:58  توسط عسل
|
نمی دانی نیمکت ترک خورده ای که هر روز روی آن ساعتها به هم چشم می دوختیم ،
چقدر شرمگین مرا می پاید.
من را ببخش که دلتنگت شده ام !
خودت بهتر می دانی تنها یادگارت غم لحظه غروب است
که همیشه تماشاچی اشکهای قلب داغدار من بود.
بدان هرگز نمی توانی مرا از خودت متنفر کنی و بدان هرگز از یادم نخواهی رفت
پس بیا نه به حرمت عشق
بلکه به رسم جوانمردی و به یاد تقدس آغوش گرمم
اگرروزی برگشتی
* شاخه ای گل سرخ روی قبر بگذار*
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/09/28ساعت 12:1  توسط عسل
|
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق
من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني
عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/09/28ساعت 11:49  توسط عسل
|
من زیر باران با چشمات یه آرزو ساخته بودم
واسه دوباره دیدنت زندگیمو باخته بودم یاآرزومو
پس بده یا با دباره دیدنت به زندگیم نفس بده
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/09/26ساعت 21:43  توسط عسل
|
چشم هایم راببخش که نگاهت کردند
ومرا ببخش که بی اجازی تو دلم لرزید.......
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/22ساعت 16:27  توسط عسل
|
کاش قلبم درد تنهایی نداشت
سینه ام هرگز پریشانی نداشت
برگهای آخر تقویم عشق حرفی
از یک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمودو قربانی نداشت
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/09/18ساعت 16:37  توسط عسل
|
مرا صدبار از خود برانی
دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی
دوستت دارم
چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا نه
دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه
1386/09/10ساعت 16:43  توسط عسل
|
+ نوشته شده در شنبه
1386/09/10ساعت 16:30  توسط عسل
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/08ساعت 21:2  توسط عسل
|